CurrencyFlow

تتر ویو

متفرقه

الکامپ 29؛ وقتی دزد بزرگ، اسطوره خرده دزدها می شود!

الکامپ 29؛ وقتی دزد بزرگ، اسطوره خرده دزدها می شود!

نمایشگاه الکامپ یک زمانی جایی بود که می‌توانستی بزرگ‌ترین نقش‌آفرینان حوزه فناوری اطلاعات کشور را در یک مکان ببینی. تقریباً تمام بازیگران اصلی حضور داشتند و حتی اگر شرکت یا مجموعه‌ای حرف تازه‌ای برای عرضه نداشت، باز هم یک اتفاق مهم می‌افتاد: بازدیدکننده می‌توانست با شرکت‌های بزرگ، رو در رو صحبت کند، نقد و نظرش را منتقل کند و در مقابل، شرکت‌ها هم فرصتی برای تعامل مستقیم با کاربرانشان داشتند.

الکامپ 29 (1405)؛ از ویترین فناوری تا ویترین رانت

اما امروز کافی است از در نمایشگاه الکامپ وارد شوی؛ چیزی که بیش از هر چیز به مشامت می‌رسد، بوی رانت و هدررفت منابع عمومی است.

بسیاری از شرکت‌های خصوصی و به‌اصطلاح غول‌های بازار اینترنت اساساً در الکامپ حضور ندارند. در عوض، با انبوهی از شرکت‌های بی‌نام‌ونشان مواجه می‌شوی که نه خلاقیت قابل‌توجهی دارند، نه محصول جدیدی برای ارائه و بعضاً حتی محصول مشخصی هم ندارند؛ اما عنوان «دانش‌بنیان» را یدک می‌کشند و به نظر می‌رسد بخش قابل‌توجهی از انرژی‌شان صرف پیدا کردن راهی برای ارتزاق از بودجه‌های دولتی شده است.

هوش مصنوعی کیلویی چند؟

هنر برخی از این مجموعه‌ها هم ظاهراً به همین خلاصه می‌شود: یک API رایگان از یک سرویس هوش مصنوعی بگیرند، کمی شخصی‌سازی‌اش کنند، یک رابط کاربری روی آن بگذارند و بعد همان را به‌عنوان «محصول هوش مصنوعی» به یک مسئول دولتی عرضه کنند.

بعد هم احتمالاً این روایت شکل می‌گیرد که: «ما در حوزه هوش مصنوعی به دستاورد بزرگی رسیده‌ایم!»

و مسئول مربوطه هم، با تصور اینکه صنعت فناوری کشور در آستانه پشت سر گذاشتن OpenAI است، بودجه‌ای به این پروژه اختصاص دهد!

حجم ریاکاری و خالی بودن چنته در نمایشگاه الکامپ امسال واقعاً عجیب است. فضا تا حدی شبیه بساط همان بازاریاب‌هایی شده که هر روز با موج جدیدی خودشان را تطبیق می‌دهند؛ یک روز رمزارز، یک روز متاورس و امروز هوش مصنوعی. کافی است بدانند چه کلمه‌ای روی بورس است؛ همان را به محصول و پروژه و دستاورد تبدیل می‌کنند.

این وضعیت واقعاً جای تأسف دارد.

و ماجرا حتی تلخ‌تر از این حرف‌هاست.

در تهران، خیلی از ما هر روز با قطعی برق دست‌وپنجه نرم می‌کنیم؛ اما هم‌زمان منابع، انرژی و زیرساخت برای برگزاری چنین نمایشگاهی صرف می‌شود؛ نمایشگاه الکامپ که قرار بود ویترین فناوری کشور باشد، اما بخش قابل‌توجهی از آن بیشتر شبیه ویترین رانت، شعار و پروژه‌های بی‌خاصیت شده است.

با این حال، تلخ‌ترین بخش الکامپ امسال برای من جای دیگری است.

بابک زنجانی؛ سوپراستار الکامپ!

حضور پررنگ و سوپراستاری یک نام آشنا؛ بابک زنجانی.

بله، درست می‌خوانید. بابک زنجانی؛ همان نامی که سال‌ها با یکی از جنجالی‌ترین پرونده‌های اقتصادی کشور گره خورده است، حالا در نمایشگاه الکامپ در قامت یک چهره شاخص و پیشرو در صنعت فناوری اطلاعات ظاهر شده است.

اما شاید از حضور زنجانی در الکامپ عجیب‌تر، استقبال مردم از او باشد.

به‌جای اینکه چنین چهره‌ای با پرسش، نقد و مطالبه‌گری مواجه شود، عده‌ای چنان دور او حلقه می‌زنند و برایش هیجان نشان می‌دهند که انگار با یک ناجی مواجه شده‌اند.

اینجاست که ماجرا دیگر فقط درباره نمایشگاه الکامپ نیست؛ درباره تغییری است که در معیارهای قضاوت ما درباره آدم‌ها اتفاق افتاده است.

زمانی در همین کشور، اگر نام فردی در کنار ثروت مشکوک و پول مسئله‌دار قرار می‌گرفت، مردم حتی حاضر نبودند با او سلام و علیک کنند؛ امروز اما همان فرد می‌تواند با ثروت و شهرتش تبدیل به سوپراستار یک نمایشگاه فناوری شود و جمعیتی برای دیدنش صف بکشند.

ظاهراً دیگر مهم نیست پولت را چگونه به دست آورده‌ای؛ مهم این است که چقدر پول داری.

و شاید تلخ‌ترین پیام الکامپ امسال دقیقاً همین باشد. وقتی کسی با چنین سابقه‌ای می‌تواند در مهم‌ترین نمایشگاه فناوری اطلاعات کشور به یک چهره محبوب و خبرساز تبدیل شود، دیگر نباید فقط از وضعیت صنعت فناوری نگران باشیم؛ باید از تغییر معیارهای جامعه هم بترسیم.

اینکه بابک زنجانی امروز در الکامپ به‌عنوان یک چهره مهم فناوری مورد استقبال قرار می‌گیرد، صرفاً یک اتفاق حاشیه‌ای در یک نمایشگاه نیست. این صحنه، تصویری از جایی است که به آن رسیده‌ایم: جایی که پول، حتی اگر درباره منشأ آن پرسش‌های جدی وجود داشته باشد، می‌تواند گذشته را بشوید، اعتبار بسازد و صاحبش را به قهرمان تبدیل کند.

البته در و تخته در الکامپ جور بود!

البته شاید نقد من بی‌خودی باشد.

وقتی کوچک‌ترها برای چند تکه استخوان، با دوز و کلک به جان بیت‌المال افتاده‌اند، چرا نباید دزد بزرگ‌تر برایشان اسطوره باشد؟

وقتی تمام هنرشان این است که با یک مشت شعار و پروژه پوشالی، خودشان را به سفره بودجه برسانند، دیدن کسی که سال‌هاست نامش با یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های مالی کشور گره خورده، باید هم برایشان هیجان‌انگیز باشد.

این‌ها قهرمان خودشان را پیدا کرده‌اند.

کسانی که آمده‌اند سهم خودشان را از این سفره بِکَنند، طبیعی است که وقتی بزرگ‌ترین سهم‌برِ این بازی را می‌بینند، برایش جیغ بکشند و هورا بکشند.

چه کسی بهتر از بابک زنجانی برای الگوی چنین جمعی؟

یکی آمده چند میلیارد از این‌جا بکند، یکی آمده چند پروژه صوری آن‌جا بفروشد، یکی با برچسب دانش‌بنیان دنبال بودجه است و یکی هم با چند خط کد و یک API رایگان، «دستاورد ملی» ساخته؛ بعد همه جمع شده‌اند پای مردی که در مقیاس بزرگ‌تر همین بازی را بازی کرده است.

وقتی خرده‌دزدها برای دزد بزرگ کف می‌زنند، دیگر اسمش تناقض نیست؛ اسمش فرهنگ است.

الکامپ امسال شاید دقیقاً همین را به ما نشان می‌دهد؛ نه آینده فناوری ایران را، که آینده فرهنگی را که در آن، اگر بلد باشی از جیب مردم برداری و پولدار شوی، نه‌تنها طرد نمی‌شوی، بلکه می‌توانی روی سن بروی، سوپراستار شوی و همان‌هایی که خودشان برای لقمه‌ای از بیت‌المال دندان تیز کرده‌اند، برایت کف بزنند.

الکامپ امسال یک تصویر تلخ داشت:
کوچک‌ها برای دزدی آمده بودند و بزرگ‌ترین دزد، برایشان قهرمان بود.

دکتر علی گودرزی

دکتر علی گودرزی

پژوهشگر اقتصاد دیجیتال و فناوری